۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه میخواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینهای شکل میگیرد که اعلام کنند اصلاحات خواستهی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه میشود با مجموعهی قدرت در کشور روبهرو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازیای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود. در هر حال ما باید با واقعیتها کنار بیاییم. از این پس باید به کمک آقایان کروبی و میرحسین موسوی که در عرصهی کاندیداتوری باقی ماندهاند، شتافت. وقتی خاتمی پیروز در انتخابات این چنین اخلاقمداری را به جامعه نشان داد، توقع از این دو بزرگوار فراوانتر است که تدبیر شرایط کنند تا راه برای محافظهکاران هموار نباشد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:22  توسط حمید رضا اساسه
|