تبليغاتX
ایران وطن من
 
 
امروز داشتم پستها را میخواندم دلم برای مظلومیت رئیس جمهور سوخت چرا که در دوران ... خاتمی مردم چنان پر توقع شدند که فکر میکنند میشود از مقام عظیم ریاست جمهوری هم انتقاد کرد

به هر حال تصمیم گرفتم  عملکرد دکتر محمود را به اختصار بیان کنم تا همه با هم از جهش اقتصادی اجتماعی فرهنگی سیاسی خانوادگی مطبوعاتی و .... لذت ببریم

خلاصه کارهای دکتر عبارتند از

۱- مبارزه با احیاء عزت اسلامی

۲-احیاء مفاسد اقتصادی(جایی که بشه وام با بهره ۱۲ درصد گرفت و با سود ۱۹ درصد سپرده گذاری کرد)

۳-افزایش چشمگیر تعداد متقاضیان امداد در کمیته امداد (مراجعه کنید به سایت کمیته محترم امداد)

۴-ثبت رکورد بیشترین تغیرات بیهوده در هیئت دولت (فکر کنم همه وزرا یا تغییر کردند یا تهدید به تغییر شدند . البته به خودی خود تغییر بار ارزشی ندارد - نه خوب است نه بد- اما در اداره مملکت تغییر سریع مدیران عالی میتواند فاجعه امیز باشد مخصوصا در ساختارهایی که قائم به شخص هستند

۵- ثبت رکورد بیشترین مصوبه در دقیقه - فکر کنم رکرودش مربوط به استان گیلان است ۴ ساعت و ۱۲۰ مصوبه هر دو دقیقه ۱ مصوبه

۶-دفاع از آرمان ملت فلسطین و ضدیت با صهیونیسم جهانی.(البته اگه ارمانهای استقلال ازادی و جمهوری اسلامی فراموش نشود خیلی هم پسندیده هست)

۷-کاهش نرخ بیکاری  به ۲/۱۰ درصد ( البته ژس از انکه تصمیم گرفته شد سربازان و زنان خانه دار و کارگران فصلی و کارگران طرحهای اصلا بازنده را جز شاغلین محسوب کنیم)

۸-افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم

۹- کاهش  ۵۰ درصدی قیمت مسکن(البته پس از افزایش ۳۰۰ درصدی قیمت مسکن)

۱۰- افزایش شاخص سلامت به دلیل سفرهای استانی( هر ایرانی تقریبا ۸۷ دقیقه پشت سر رئیس جمهور در سفرهای استانی دویسده است)

۱۱-افزایش شاخص علمی ( هر واحد دانشگاه پیام نور موفق شد ۳۰۰۰۰۰ هزار دانشجو جذب کند البته در تلاش برای جذب استاد نیز هستند)

۱۲-افزایش تعداد گردشگران ( هر ایرانی برای یافتن پمپ بنزین خالی ده دور شهر را میگردد)

۱۳- کاهش سن دانشمندان (دختر ۱۶ ساله دانشمند اتمیز و...)

۱۴-ثبت صدها مورد نقض قانون و قاون اساسی توسط  قوه مجریه {از عدم اجرا قوانین عادی گرفته تا  واردات بی مجوز بنزین گرفته تا حضور دکتر صمصامی در سر پرستی وزارت دارایی که خلاف اصل ۱۳۵ قانون اساسی بوده است)

۱۵- وارد کردن رهبر انقلاب به مقولاتی که طبق قانون نه اختیاری داشته اند و نه مسئولیتی (مثل تقاضا از رهبری برای تمدید مدت سرژرستی دکتر صمصامی و اجازه برداشت ۲ میلیارد دلاری برای واردات کالا اساسی و...

۱۶-نگاه مثبت به همه ‏افراد باتجربه، عدم تبعيت از برنامه چهارم، اهميت دادن به مسائل جنبي مثل ساعت كار بانك‌ها، وجود گروه‌هاي ‏فشار در دستگاه‌هاي اجرايي دولت احمدي نژاد و مشكلات متعدد دولت با نهادهاي مختلف كشور(نقل قول از اقای دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد)

۱۷-ثبت رکورد بیشترین تصمیم خود سرانه و خلق الثانیه(مثل انحلال سازمان مدیریت و تصمیم و دستور عزل مدیران بیمه ایران )

۱۸- ورود افراد کم سواد یا بیسواد در حوزه های تخصصی و نفی تجربه به عنوان عاملی موثر در پیشرفت

‏معاون اقتصادي بازرسي رياست‌جمهوري، كه رياست آن برعهده داود احمدي نژاد برادر رئيس‌جمهور است، “يك ‏دامپزشك” است البته باز خدا پدر این بنده خدا را بیامرزه که لا اقل دکتررر است ولی به جای گاو میخواد اقتصاد را درمان کنه

۱۹- سعی و تلاش جهت ورود بسیجیان میلیاردر در هیات دولت (اگر چه این مورد از نظر شخص من واقعا ایراد محسوب نمیشه اما اگه کسی تفکرات دکتر محمود را بدونه و از حملاتش به دولت مردان قبا که حامی سرمایه دار ها محسوب میشدند با خبر باشه این گناه گناهی نا بخشودنی هستش)

 

۲۰-البته یک مورد ایراد هم در  دولت وجود دارد که  ان ایراد هم این است   به علت اینکه رئیس جمهور شخصا نامه های مردمی را اخذ میکند درامد مرسولات شرکت پست جمهوری اسلامی کاهش یافته است

 فعلا این ۲۰ مورد را از حقیر پیشکش داشته باشد  اگر خدا عمری داد کتاب (دوران طلایی محمود ) در ۱۰۰ مجلد تقدیم حضورتان خواهد شد

البته از انجایی که دکتر نشان دادهاند در عرض ۲۴ ساعت ممکنه ۱۸۰ درجه تغییر موضع بدهند پیشنهاد میکنم حتما در روز ۲۲ خرداد به ایشان رای دهید تا همچنان شاهد پیشرفت ایران اسلامی باشیم

یادم نرفته دکتر در اوایل دوران ریاست جمهوری فرمودند اهداف چشم انداز ۲۰ ساله را حتی در ۱۰ سال میشه محقق کرد اگر به حول و قوه الهی یک دوره دیگر رییس جمهور بشوند و یک دو سال هم بشود دوره دوم را تمدید کرد انشا ئالله میشوم قدرت اول منطقه

 

 

  نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 22:27  توسط حمید رضا اساسه  | 
متن نامه امام خمینی به همسرش در سال ۱۳۱۲

«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

و اما اخلاق اقای خمینی در منزل از قول نزدیکانش

رابطه خانم با آقا يك رابطه بسيار محترمانه‌اي بوده است. خانم در اول زندگي به آقا گفتند كه بياييد تعبيرات‌مان را با يكديگر محترمانه بكنيم و همديگر را محترمانه صدا بزنيم. هيچ وقت امام يك كلام بي‌احترامي به خانم نكردند و ايشان هم همين‌طور. در طول زندگي 70 ساله آنها هم هيچ‌گاه امام با صداي بلند با ايشان صحبت نكردند. در اواخر حيات امام، خانم به شاه‌عبدالعظيم براي زيارت رفته بودند و دير شده بود. در حالي كه آقا معمولا ساعت 2 بعدازظهر ناهار مي‌خوردند. امام يك ساعت و نيم سر سفره نشسته بودند تا خانم بيايد و غذا نخورده بودند. هيچ‌گاه امام از خانم نخواستند كه فلان چيز را برايشان بياورند؛ آب، چاي و...»

خديجه خانم در بيان خاطراتش در اين باره مي‌گويد: «حضرت امام به من خيلي احترام مي‌گذاشتند و خيلي اهميت مي‌دادند. هيچ حرف بد يا زشتي به من نمي‌زدند. امام حتي در اوج عصبانيت هرگز بي‌احترامي و اسائه ادب نمي‌كردند. هميشه در اتاق، جاي بهتر را به من تعارف مي‌كردند تا من نمي‌آمدم، سر سفره، خوردن غذا را شروع نمي‌كردند. حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار كنم. هميشه به من مي‌گفتند: «جارو نكن». اگر مي‌خواستم لب حوض روسري بچه را بشويم مي‌آمدند و مي‌گفتند: بلند شو، تو نبايد بشويي...» امام حتي در مسائل شخصي خانم دخالت نمي‌كرد و در مورد لباس و رفت و آمدهاي او نظر نمي‌داد. نوه امام از قول مادربزرگش مي‌گويد: « اصلا امام كاري به رفت و آمد ايشان نداشت. فقط در ابتدا، امام بايد خانواده يا فرد مورد نظر را مي‌شناختند، اما پس از آن ديگر حرفي نمي‌زدند. در مورد لباس خانم هم كه لباسشان از سوي مادرشان از تهران فرستاده مي‌شد، هيچ وقت امام درباره نامناسب بودن آن سخني نمي‌گفتند. حتي روزي آقا براي دخترشان كه 12 ساله بودند كفش قرمز رنگ مي‌خرند، در آن موقع اصلا رسم نبوده است و دختران بايد كفش سياه پا مي‌كردند. البته خود خانم هم مراعات مي‌كردند، اما خود ايشان مي‌فرمودند كه هيچ‌گاه نشد كه در نوع پوشش يا رفت و آمدم با كسي اظهارنظر كنند.»

امام كلا در زندگي به يك اصل معتقد بودند كه خانم اين اصل را اينگونه روايت مي‌كنند: اگر مي‌خواهيد به بهشت برويد؛ دو كار انجام دهيد: اول اينكه هرچه خداوند واجب دانسته، انجام دهيد و هرچه حرام دانسته، انجام ندهيد. امام فقط اين دو قيد را گذاشته‌اند. البته خانم و خانواده كاملا رعايت مي‌كردند چرا كه آقا، فردي نبودند كه در برابر خلاف شرع سكوت بكنند.»

اما به هر حال، خانم هم اين رفتار امام را تاييد مي‌كند و مي‌گويد: «به مستحبات خيلي كاري نداشتند. به كارهاي من هم كاري نداشتند. هر طوري كه دوست داشتم، زندگي مي‌كردم.»‌ امام حتي منزل را به محلي براي تدريس تبديل كرده بودند و به همسر خود به عنوان شاگرد «جامع‌المقدمات» مي‌آموختند: «خانم قبل از ازدواج مدتي ادبيات عرب را نزد پدرشان فرا گرفته بودند. نزد امام هم ادامه دادند و كتاب «جامع‌المقدمات» را مي‌خواندند. امام سريع درس مي‌دادند، از خانم پرسيدم كه ايشان اينگونه تدريس مي‌كردند، شما متوجه مي‌شديد؟ ايشان فرمودند: بله، مي فهميدم. خانم حافظه فوق‌العاده‌اي داشتند، يك غزل را يك بار مي‌خواندند، حفظ مي‌شدند. البته ايشان ذوق شعري هم داشتند. تدريس امام به خانم چندماهي طول مي‌كشد، اما پس از تولد فرزندان، مشغوليت‌شان در خانه بيشتر شد ....

 

  نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 18:15  توسط حمید رضا اساسه  | 
انتخاب مجدد اقای دکتر ... را به ریاست جمهوری به ایرانیان و تمام مسلمین جهان تسلیت میگویم به تمام دوستانی که لطف کرده بودند و چهار سال پیش لحظه شمار پایان ریاست جمهوری ... را تهیه کرده بودند  تسلیت مجدد عرض نموده و تنظیم مجدد ساعت مذکور را خواستاریم

  خداوند به همه انهایی که قلبشان برای سربلندی ایران میتپد صبر جزیللللللللللل عنایت فرماید

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 22:1  توسط حمید رضا اساسه  | 
‌۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه می‌خواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینه‌ای شکل می‌گیرد که اعلام کنند اصلاحات خواسته‌ی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه می‌شود با مجموعه‌ی قدرت در کشور روبه­رو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازی‌ای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود. در هر حال ما باید با واقعیت‌ها کنار بیاییم. از این پس باید به کمک آقایان کروبی و میرحسین موسوی که در عرصه‌ی کاندیداتوری باقی‌ مانده‌اند، شتافت. وقتی خاتمی پیروز در انتخابات این چنین اخلاق‌مداری را به جامعه نشان داد، توقع از این دو بزرگوار فراوان­تر است که تدبیر شرایط کنند تا راه برای محافظه‌کاران هموار نباشد.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:22  توسط حمید رضا اساسه  | 
رئیس جمهور محترم در نامه ایی به دکتر علی لاریجانی به ایجاد تغییرات در لایحه بودجه انتقاد و انرا از موارد نقض قانون اساسی دانستند

هر کس دکتر را بشناسد با من هم  عقیده خواهد بود که دکتر به قول اقای مطهری از نظر فکری عمیق نیست و حرفهایی میزند که بعد از گفتن ایشان جماعتی از بیکاری در میایند تا انرا اصلاح و رفو کنند

این نامه نگاریها و حرف و حدیثها تا بدانجا پیش رفت که در دوره قبلی مجلس صدا اقای دکتر حداد عادل را در اورد(از میز و صندلی در اعتراض به تصمیمات کارشناسی دولت صدا در امد اما از دکتر حداد در نیامد)

بگذریم. دکتر مرد بذله گویی است و از این حرفها زیاد میزند و اصولا ما ایرانیها از ادمهای خوش مشرب و حراف خوشمان میاید

در زیر خلاصه جوابیه دکتر لاریجانی را میاورم که خواندنش خالی از لطف نیست

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست  محترم جمهوری

با سلام و تبریک میلاد باسعادت پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و امام جعفر صادق علیه السلام،  از اخطار جنابعالی به قوه مقننه، موضوع نامه شماره 243308 مورخ 24/12/87 ابتدا از طریق رسانه ها مطلع گردیدم. پیرامون این نامه نکاتی در خور توجه وجود دارد که به اطلاع می رساند:

نکته اول: اخطار جنابعالی به دلایل ذیل وجاهت قانونی ندارد:

   1. بر اساس اصل 57 قانون اساسی، قوای سه گانه استقلال دارند.
   2. طبق اصل 91 قانون اساسی تشخیص موارد خلاف قانون اساسی در حوزه تقنین، یعنی وظیفه اصلی مجلس، منحصراً بر عهده شورای محترم نگهبان است و ورود رئیس قوه مجریه در این عرصه اعتبار قانونی  ندارد.

3) استناد جنابعالی در این اخطار، به ماده 15 قانون اختیارات ریاست جمهوری مصوب سال  1365 می باشد که مستند به اصل 113 قانون اساسی قبل از بازنگری است که در آن اصل «تنظیم روابط قوای سه گانه» جزء وظایف رئیس جمهور در نظر گرفته شده بود، حال آنکه در بازنگری قانون اساسی، این اختیارات از رئیس جمهوری سلب و به وظایف و اختیارات رهبری اضافه گردیده است (بند 7 اصل 110 قانون اساسی) (دست شما درد نکنه دیگه یعنی دکتر تا حالا بر اساس قانون قدیم عمل میکرد نکنه  دستورات دکتر مبنی بر حضور خانمها در استادیوم هم با توجه به قانون قدیم گرفته شده است)و بر همین اساس وقتی در دولت قبل بحث اخطار به قوه قضائیه و سپس تنظیم لایحه جدید اختیارات ریاست جمهوری مطرح شد مطابق بند «د»  نامه ی 2944/30/82 مورخ 17/2/82 شورای نگهبان به ریاست مجلس شورای اسلامی با ایراد شورای نگهبان مواجه گردید

اینجانب به عنوان رئیس مجلس، حتی اگر از حیث کارشناسی با مصوبه ای مخالف باشم طبق ماده 17 قانون    آئین نامه داخلی مجلس وظیفه دفاع از اجرای قانون و حفظ منزلت مجلس را بر عهده دارم و این امر بدلیل ایجاد عدالت در کشور است که محور آن قانون است. بنده نه این مصوبه و نه هیچ تصمیم بشری دیگری را چه لایحه دولت باشد و چه مصوبه مجلس،  مصون از خطا نمی دانم و لزومی هم نمی بینم که از جزئیات بودجه مصوب دفاع کنم چه این حق مجلس است و مطابق اصل 71 قانون اساسی «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانون وضع کند» و تغایر یا عدم تغایر مصوبات مجلس با قانون اساسی نیز با شورای محترم نگهبان است که پس از طی مراحل، همه باید مطیع قانون باشند؛ ولی برای آنکه نشان دهم دعاوی مطرح شده علاوه بر اینکه مرجع قانونی در تعیین آنها مجلس است، از مبنای عقلانی کافی نیز برخوردار است به چند نمونه اشاره می کنم.
کراراً ادعا شده است که مصوبه مجلس ، لایحه بودجه را دچار بهم ریختگی و عدم انسجام نموده است. جناب آقای رئیس جمهور بهم ریختگی وقتی است که ردیف های قانونی دستگاه ها بلا وجه حذف می گردد و علی رغم مصوبه مجلس در سال 87 ، دولت بر راه خویش می رود.(بابا دکتر که شعار قانون گرایی نداده بود ازش انتظار قانون مندی دارید دکتر شعارش عدالت بود که به حول و قوه الهی به زودی مساوات در کشور حاکم و همه تحت ژوشش کمیته محترم امداد امام خمینی در خواهیم امد ) حال آنکه مطابق اصل 53 قانون اساسی « کلیه دریافت های دولت در حساب خزانه داری کل متمرکز می شود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می گیرد » و برای 290 ردیف مربوط به دستگاه هائی که به موجب قانون تاسیس شده اند مجوزی برای حذف وجود ندارد و اقدام مجلس کاملاً قانونی و منطبق با قانون اساسی است.
در مورد ادعای عدم رعایت آئین نامه داخلی مجلس است که پرواضح است بر طبق قانون آئین نامه داخلی مجلس ، اجرای آن بر عهده رئیس جلسه است و ربطی به مرجع بیرونی ندارد، مخصوصاً ادعای حذف یارانه ها با دو سوم آراء حاضرین هیچ وجاهت قانونی ندارد چه تصویب بند 31 بودجه مربوط به یارانه ها، بدلیل تغایر با قانون برنامه  دو سوم   آراء نیاز دارد نه حذف آن!)(دیدید دکتر در زمینه قانون گذاری هم مثل قانون گریزی تبحر داره)

مربوط به آخرین اعتراض حضرتعالی است که بیشتر به  طنز شباهت دارد!  اعلام فرمودید، بودجه دولت تقسیم بر کارمندان 20 میلیون تومان و بودجه مجلس را بر عدد نامعلومی تقسیم کرده ( شاید تعداد نمایندگان ) و به 240 میلیون تومان رسیده اید! در حالیکه بودجه دولت تقسیم بر وزراء ، 5000 میلیارد تومان و بودجه مجلس تقسیم بر کارکنان مجلس تنها سی میلیون تومان است!

یعنی مقسم شما باید یک سنخ باشد یا هر دو بودجه به کارمندان و یا هر دو بودجه به مسئولین (وزراء یا نمایندگان) تقسیم گردد! هرچند اصولاً اینگونه مباحث به عنوان اخطار در شأن آن جایگاه نمی باشد.

آقای رئیس جمهور بخوبی می دانند که کار مُلک بر قانونگرا یی راست شود و به دلایل پیش گفته،  نامه شما اقدامی ندارد

 من که نفهمیدم مشاور حقوقی دکترررر چه کار میکنه که همچین دسته گلهایی باید اول بیفته تو اب بعد هم ابگیری بشه



 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 19:12  توسط حمید رضا اساسه  | 
وقتی خواستم دانشگاه تهران را تاسیس کنم با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر مارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: "دانشگاه بسازید که چه بشود؟" و من عرض کردم: "دکتر و مهندس ها که برای تحصیل به فرنگ می روند، در مملکت خودمات تربیت کنیم." و او پاسخ داد: "تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است و باید فرنگی ها برای ما اینکار را بکنند."

متاثر از کوته فکری وزیر معارف و ناامید از انجام رسالتی که بر دوش داشتم از دفتر وزیر خارج شدم، رفیق شفیق که آزدگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت: " من می توانم از اعلیحضرت برایت وقت ملاقات بگیرم مشروط به اینکه وزیر معارف نفهمد که من این وساطت را انجام داده ام"

وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسید "که چه شود؟" عرض کردم، به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید" که چه شود؟" و عرض کردم: " این جاده ها و راه آهن را آلمان ها می سازند. مهندسین خودمان آن را بسازند و ... شاه بسیار استقبال کرد و گفت بروید طرحتان را بنویسید به مجلس می گویم رای بدهد. و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم.

فردای آنروز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده اند که اعلیحضرت فرموده اند، کارتان را شروع کنید و طرحتان را نیز بنویسید. و این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران است و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد(البته بگذریم از اینکه امروز به برکت نظام جمهوری اسلامی ایران حتی سنقر علیا هم دانشگاه دارد و تعداد دانشجویان و کاربران اینترنت و خطوط تلفن ثابت و همراه و .سد و شبکه و برق و اب و فاضل اب و    هزار برابر ان موقع است و ..

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 0:46  توسط حمید رضا اساسه  | 
متن زیر عنوان مطلبی است با نام  رویارویی تندرو ها با میانه روی هاشمی بر گرفته از سایت دکتر صادق زیبا کلام

در هفته هاي اخير همچون چند سال گذشته شاهد آن هستيم که برخي روزنامه ها و خبرگزاري ها نسبت به شخصيت ها و چهره هاي سياسي مطالبي را مطرح مي کنند که بيشتر نزديک به نوع مطالب تخريبي است تا يک فعاليت معمول رسانه يي و ژورناليستي. در اين ميان آقاي هاشمي رفسنجاني از جمله شخصيت هايي است که با وجود آنکه نامزد انتخابات سال آينده نيست در معرض تخريب قرار گرفته است. در اين ارتباط بايد گفت رويارويي با آقاي هاشمي يکي از اهداف و برنامه هاي جريان راست افراطي و تندرو بوده است. اين موضوع راهبرد تازه يي نيست چنان که در جريان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري هم شاهد چنين رفتاري از سوي تندروهاي اصولگرا بوديم. به دنبال آن نيز و پس از پيروزي محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري همواره شاهد حملات منظم و تخريب هاي پي در پي نسبت به آقاي هاشمي بوديم. طرفه آنکه در برخي موارد هجمه به شخصيت هاي بزرگ نظام از سوي مسوولان دولت نهم صورت مي گيرد که همين مساله را در روزنامه هاي دولتي هم شاهديم. به گمان من فهم علت و چرايي بغض و کينه جريانات تندرو نسبت به آقاي هاشمي چندان پيچيده نيست. براي پي بردن به ريشه ها و دلايل اين امر بايد به جهان بيني و نحوه رفتار سياسي آقاي هاشمي و تاثير گذاري وي رجوع کرد. به عنوان نمونه مي توانيم سفر آقاي هاشمي به عراق را مد نظر قرار دهيم. به رغم آنکه سفر ايشان به عراق رويداد مهمي بود و آقاي هاشمي ملاقات هاي تاثيرگذاري را در عراق انجام دادند اما اين سفر از سوي جناح مقابل کم اهميت جلوه داده شد. آقاي هاشمي ملاقات هاي متعددي با علما و مراجع بزرگ عراق از جمله آيت الله سيستاني در نجف، آيت الله حکيم، نوري المالکي و جلال طالباني صورت داد که اين امر نشان دهنده تحکيم روابط ميان ايران و عراق است. در اين حال، اين موضوع را نمي توان يک پيروزي شخصي براي آقاي هاشمي عنوان کرد چه آنکه اين موقعيت و رويکرد مثبت در روابط دو کشور موفقيتي براي نظام محسوب مي شود. علاوه بر اين مي توان گفت اين موفقيت در زماني صورت مي گيرد که کشورهاي عربي عليه جمهوري اسلامي موضع گيري هاي منفي انجام مي دهند و حتي از نگاه خصمانه يي در برابر ايران صف آرايي مي کنند. اگر تنها رفتار امارات و بحرين را بررسي کنيم چنين موضوعي را شاهديم که بايد قطع رابطه مراکش با ايران را بر آن علاوه کرد. در اين حال جريانات وابسته اصولگرايان تندرو در برهه يي که وزارت امور خارجه در بهبود روابط نتوانسته چندان موفق عمل کند به جاي تقدير از آقاي هاشمي سعي دارند نتايج اين سفر را بي اهميت جلوه دهند. هنگامي که آقاي هاشمي در اين فضا توانسته گام هاي مثبتي را در جهت بهبود روابط با کشورهاي عربي و از جمله عراق بردارد که اين به نفع ديپلماسي جمهوري اسلامي است سخنگوي دولت در برابر اين پرسش که چرا 150 نفر در اين سفر با آقاي هاشمي بودند و هزينه اينها برعهده چه کسي بوده است، اظهار بي اطلاعي مي کند. وي در پاسخ به اين پرسش مي گويد شايد اين هزينه ها از منبع مالي شخصي تامين شده است. نکته جالب و قابل توجه آن است که در زمينه سفرهاي استاني که صرفاً تبليغاتي است از منابع اين سفرها صحبتي به ميان نمي آيد. حال آنکه در سفرهاي استاني ميلياردها تومان هزينه مي شود. اين در شرايطي است که سفر عراق در جهت منافع ملي ايران صورت گرفت اما تلاش مي شود دستاوردهاي اين سفر تقليل داده شود در حالي که سفر به کشورهايي که هيچ دستاوردي در جهت منافع ملي کشور ندارد جزء افتخارات دولت نهم عنوان مي شود. بنابراين بخشي از تخريب هايي که عليه آقاي هاشمي صورت مي گيرد ناشي از موفقيت هاي ايشان است که در کنار آن بايد جهان بيني و نوع کنش و تعاملات سياسي آقاي هاشمي را هم در نظر گرفت. آقاي هاشمي يک رجل واقع گرا و پراگماتيست است. ايشان هيچ گاه حاضر نيستند مصالح و منافع نظام را فداي برخي تبليغات جناحي کنند. آقاي هاشمي در طول حيات سياسي شان نشان داده اند همواره در دفاع از آرمان ها و اهداف انقلاب و امام ايستاده اند و حاضر نبوده اند براي خوشايند برخي جريانات سياسي از اين اهداف صرف نظر کنند. به اين ترتيب يکي از مشکلات و ريشه هاي مناقشه را بايد در اين موضوع جست وجو کرد. نکته بعدي اما موضع آقاي هاشمي رفسنجاني در قبال برخي بي تدبيري ها و ضعف مديريت ها است. آقاي هاشمي ظرف چند سال گذشته به هيچ روي به گونه يي سخن نگفته اند که خوشايند اصولگرايان راديکال باشد. ايشان در صحبت هايشان از ضعف و نواقص موجود مديريتي سخن گفته اند. البته اين تنها آقاي هاشمي نيست که در برابر ضعف ها و سوءمديريت ها سکوت کرده اند در حقيقت صف گسترده يي از دوستان و ياران آقاي احمدي نژاد در ميان اصولگرايان نيز منتقد عملکرد ايشان به خصوص نحوه مديريت و سياست هاي اقتصادي دولت هستند. انتقاداتي که افرادي همچون احمد توکلي، محمد خوش چهره، علي لاريجاني، حدادعادل، الياس نادران، ناطق نوري و بخش هايي از جامعه روحانيت مبارز و موتلفه عليه سياست هاي آقاي احمد ي نژاد وارد مي کنند شاهدي بر اين مدعاست. در مورد انتقاداتي که از سوي اين افراد و جرياناتي که به نوعي منتسب به اصولگرايي هستند چه مي توان گفت؟ آيا مي شود گفت اينها دوم خردادي اند، اصلاح طلب يا ليبرال اند؟ آيا اينان با محمود احمدي نژاد در تقابل سياسي هستند؟ واقعيت آن است که بسياري از منتقدان جدي دولت نهم از درون جبهه اصولگرايان برخاسته اند. اساساً مساله تنها آقايان هاشمي يا کروبي، خاتمي و مهندس موسوي يا مبارزات انتخاباتي نيست. لذا نمي توان گفت ديدگاه هاي آقاي هاشمي را صرفاً در ذيل موضع گيري هاي سياسي و رقابتي دانست بلکه اين انتقادات عمدتاً از منظر دفاع منافع و مصالح است. در اينجا بايد اين توضيح داده شود که مشکل آقاي هاشمي تنها با جريانات تندرو اصولگرا نبوده است. اگر مقداري به عقب برگرديم مي بينيم ايشان با راديکال هاي چپ نيز مشکل داشته اند. بنابراين به طور کلي مي توان گفت اساساً آقاي هاشمي با تندروي و گروه هاي راديکال مشکل دارد. در ميانه دوم دهه 70 شاهد بوديم با آنکه آقاي هاشمي عملاً در قدرت نبود و مسووليت ايشان صرفاً محدود به مجمع تشخيص مصلحت نظام و سمت نظارتي مي شد، بخش راديکال اصلاح طلبان وي را مورد انتقاد قرار مي دادند. مانند اين مساله را در ميان راست هاي افراطي در جريان انتخابات رياست جمهوري سال 84 نيز شاهد بوديم که تا به امروز هم ادامه پيدا کرده است. بنابراين بايد علت تخريب هاي صورت گرفته عليه آقاي هاشمي را در ديدگاه هاي ايشان جست وجو کرد. اعتدال، ميانه روي و عقلانيت در ديدگاه هاي ايشان نقش اساسي را ايفا مي کنند و به اين صورت راديکال هاي راست و چپ همواره با وي مشکل پيدا مي کنند. اگر به تاريخ معاصر نگاهي بيندازيم شاهديم که در سه دهه گذشته همواره جريانات افراطي در مقاطع مختلف به رويارويي با آقاي هاشمي پرداخته اند. اگر به برهه زماني دهه 60 برگرديم و نگاهي به ادبيات سازمان منافقين بيندازيم نيز به اين نتيجه مي رسيم که طرفداران مسعود رجوي هم با آقاي هاشمي مشکل پيدا کرده اند و بيشترين حملات را به ايشان داشتند. به طور کلي دلايل تخريب هايي که عليه آقاي هاشمي صورت مي گيرد را مي توان ذيل سه عنوان دانست؛ اول آنکه عقلانيت و ميانه روي شخصيتي همچون آقاي هاشمي موجب مي شود به طور طبيعي جريانات راديکال و تندرو با ايشان در تعارض قرار گيرند. علت ديگر اما مربوط مي شود به انتقادات ايشان از ضعف هاي مديريتي دولت نهم که موجب مي شود آنان که تحمل انتقاد را ندارند با آقاي هاشمي در تقابل قرار گيرند. همچنين در برهه فعلي و در فاصله چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري بالا گرفتن رقابت هاي انتخاباتي را نيز مي توان بر اين دلايل اضافه کرد. در اين مقوله آنچه موجب مي شود تندروهاي جريان اصولگرا موجي از حملات رسانه يي را عليه آقاي هاشمي ترتيب دهند نزديکي ايشان به جبهه اصلاح طلبي است چه آنکه اگر انتخابات سال آينده را رقابت ميان محمود احمدي نژاد از يک سو و مجموعه اصلاح طلبان از سوي ديگر - صرف نظر از آنکه چه کسي نامزد نهايي اين جرياني باشد - بدانيم، واضح است که آقاي هاشمي به اصلاح طلبان نزديک تر است. بنابراين دور تازه تخريب به مساله انتخابات و رقابت هاي انتخاباتي مربوط مي شود. اگر آقاي هاشمي رفسنجاني به جاي انتقاد و خرده گيري از دولت نهم مطالبي را در جهت تاييد و تصديق اقدامات اين دولت بر زبان مي آورد مطمئناً نه تنها مورد هجمه تبليغاتي قرار نمي گرفت بلکه طرفداران دولت به جاي زير سوال بردن سفر ايشان به عراق يا فعاليت هاي ديگر ايشان را جزء افتخارات کشور عنوان مي کردند و به تعريف و تمجيد از آن مي پرداختند. به اين ترتيب بايد گفت موضع انتقادي آقاي هاشمي نسبت به ضعف مديريت اين دوره موجب شده ايشان مورد تخريب راست افراطي قرار گيرند

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:12  توسط حمید رضا اساسه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM