باز برخیزد از نفس فریاد
می شوم یک حقیقت عریان
می دهم آبروی خود بر باد
ابتذالی عجیب می بینم
مرحبا بر وزارت ارشاد
حرف ما را به گوش کر برسان
ای ستاد اقامه فریاد
بانکها می دهند بی بهره
وام تعمیر خانه های فساد
قصه ی کوفه می شود تکرار
کم ندارد زمانه ابن زیاد
باز ایراد یک سخنرانی
باز هم یک سخن پر از ایراد
مرگ انسان (تولدی دیگر)
نقد شعر فروغ فرخزاد
ای خدا مردم از مسلمانی
غصه قدس و غصه بغداد
با رضایت طلاقمان دادند
مهر ما شد حلال و جان آزاد
روز تقسیم پول بیت المال
اسم یک عده از قلم افتاد
نفس اماره کشت مردم را
ای فقیهان شهر حکم جهاد
با تبر های حضرت ادم
کندن ریشه های استبداد
بر سر قبر مردگان معاش
خواندن آیه های روز معاد
در عذای عمومی وجدان
این یکی خواند و آن یکی قر داد
پرچم روز راهپیمایی
داده شد دست تک تک افراد
نسل پر شور انقلابی ما
عده ای مست و عده ای معتاد
عده ای بی شمار قربانی
عده ای بی شمار تر جلاد
اندکی اشتباه در آمار
اندکی اختلاف در اعداد
شیره مالیدنه سر مردم
ماستمالی نمودن اسناد
طرح بنیاد حفظ ارزشها
سازمانی همیشه بی بنیاد
هیات علمی بدون عمل
کرسی رشته های بی استاد
گفتگوی تمدن احزاب
باز دعوای دوم خرداد
دست در دست هم ندادن و قهر
میهن خویش را کنیم آباد
دزدی و اعتیاد و بیکاری
رشد ما در تمامی ابعاد
سلسله بحث های بی پایان
وعده هایی که می رود از یاد
خادمان جدید تازه نفس
سنشان بین شصت تا هفتاد
الغرض دولت فخیمه ماست
مجری طرح هرچه بادا باد
گرچه فریادم از نفس افتاد
باز برخیزد از نفس فریاد
(شعر از رضا افشاری نقل از وبلاگhttp://mahlaghahabiby.blogfa.com)
سلام
امروز دوستی تماس گرفت که چرا تو وبلاگت اینقدر حرفهای مایوسانه میزنی و چرا اینقدر نومید هستی.پیشنهادش این بود که در کنار گفتن معایب و کاستی ها بد نیست که از پیشرفتها و نکات مثبت انقلاب و به ویژه دوران دکتر احمدی نژاد هم گفته شود الحق و الانصاف هم راست میگفت خوب نیست که ادم فقط نقاط منفی را ببیند و بازگوید به قول معروف از قدیم گفته اند
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو
مثلا تو قران در سوره بقره امده است اسئلکم من الخمر و المیسر ... ان نفع و ضرر و ضرر اکثر من نفع
یعنی ای پیامبر از تو در مورد مشروب(مسکر) میپرسند به سئوال کنندگان بگو در نوشیدن ان نفع و ضرر است و ضررش بیشتر از نفعش است پس از نوشیدنش اجتناب کنید
چقدر جالب حتی در مورد چیزی که ضررش از نفعش بیشتر است اول میگوید در ان نفع است بعد میگوید ضرر هم دارد
اگر الگو ما قران است که انشا الله است باید اول نقاط مثبت را بگوییم حتی اگر کمتر و کوچکتر باشد و بعد معایب را بیان کنیم ولی چرا من اینقدر کفتم ای کاش و نگفتم خدا را شکرکه ما به انرژی هسته ایی دست یافتیم و در المپیادها دانش اموزان ما افتخار میافرینند و داریم به باشگاه فضایی ها میپیوندیم و.........
راستش را بخواهید من وضعیت امروز ایران را سیاه میبینم سیاه سیاه سیاه
اصراری هم ندارم بگویم که حتما در سیاهی هستیم( شاید من عینک افتابی به چشم زده ام )ولی برای روشن شدن وضعیتی که در ان قرار داریم بد نیست نگاهی گذرا به حوزه های مختلف بیاندازیم تا ببینیم در کجا هستیم و کجا بودیم و کجا باید باشیم
برای شروع بگویم که من هیچ مخالفتی با انقلاب نداشته و اتفاقا معتقدم انقلاب برای برون رفت از استبداد و فساد شاهی ضروری بوده (همانطور که الان اصلاحات را برای تداوم انقلاب و زنده ماندن تفکرات انقلابی لازم میدانم)است و انقلابیون و شهدا همیشه در قلب میهن پرستان جای خواهند داشت ولی از ان جایی که در رشته حسابداری و مدیریت درس خوانده ام همه چیز را به صورت تحلیل سود و زیان میبینم (یعنی داده در مقابل ستاده-با لحاظ کردن عامل زمان) برای اینکه بحث طو لانی نگردد تاریخ معاصر را به دو دوره زمانی تقسیم میکنم
دوره قبل از انقلاب و بعد از انقلاب
دوره پهلوی با تاجگذاری رضا خان میر پنج در سال 1304 شروع شد سالهایی که در ایران مدنیت واقعی وجود نداشت و به صورت روستایی بزرگ بدون حاکمیت واقعی اداره میشد و شاه فاقد قدرت و اقتدار بود و در واقع خوانین بر دهات حکومت کرده و سهم شاهی را نیز پرداخت مینمودند تا در سال 1304 رضا خان با استفاده از هوش و مدیریت ذاتی خود و جلب اعتماد خارجیها صاحب نفوذ در ایران به حکومت رسید و سعی نمود ایران را کشوری پیشرفته تبدیل نماید و در دوران حکومت خود که16 سال طول کشید زمینه ساز امنیت و ابادی نسبی در ایران گردید اگر چه به علت بیسواد بودن رضا شاه به ظواهر تجدد نیز اهمیت فراوان داده شد و با ظواهر دینی مردم مخالفت به عمل امد رضا خان را ممکن است انگلیسیها به حکومت رسانده باشند و از حکومت هم عزل کرده باشند ولی رضا خان مهره ایی در دست انها یا نوکر انگلیسیها نبود (برای نمونه رضا خان با گمان اینکه المان در جنگ جهانی پیروز خواهد شد به المانها نزدیک شد و به بریتانیا پشت کرد)به هر حال در دوران رضا شاه ایران به امنیت نسبی و راه و راه اهن و ... دست یافت و قانون وارد ایران شد (اکثر قوانین ایران اعم از تجارت و مدنی و ... در دوره رضا خان تدوین شد)
در سال 1320 رضا شاه از حکومت خلع و فرزندش محمد رضا پهلوی به حکومت رسید شاه جوان برعکس پدرش که بیسواد بود تحصیلکرده سویس بود و در دوران جوانی به شاهی رسید
در دوران حکومت 37 ساله محمد رضا شاه پهلوی اتفاقات مهم زیادی در ایران افتاد که مهمترین ان ملی شدن صنعت نفت در دوران مصدق بود
در دوران محمد رضا با کمک دلارهای فراوان ایران به ژاندارم منطقه تبدیل شد و اقتصاد ایران شکوفا شد (ایران در دو سال بیشترین رشد اقتصادی در جهان را داشت)در زمینه فرهنگ نیز شاهد رشد شاخصهای فرهنگی بودیم موسیقی(بیات و چشم اذز و معروفی و ...) و ادبیات ( جمالزاده و صادق هدایت و ال احمد و ...)سینما(شهید ثالث و کیمیایی و حاتمی و ...)
از نظر صاحب منصبان نیز در ان دوران دولت مردانی بودند که هنوز ما به وجودشان افتخار میکنیم (پرفسور رضا چهره ماندگار دو سال پیش در دوران محمد رضا سفیر ایران در کانادا بود یا پروفسور سید حسن نصر که در دفتر فرح بود)
ولی چرا دوران شاه را دوران طلایی تاریخ ایران نمینامیم مگر نه این است که انقلابیون ان روز به جای انقلاب و گذشتن از خون خود میتوانستند به داشته ها افتخار کنند و به دیگرانی که از وضعیت نابهنجار مینالیدند بگویند اینقدر مایوس نباشید بیاید به نقاط مثبت نگاه کنیم(ملی شدن صنعت نفت و بعضی صاحب منصبان دانا که ذکر شد یا به .....
ولی واقعیت دوران محمد رضا چیز دیگری بود
در دوران محمد رضا شاه فساد در دربار بیداد میکرد و نزدیکان شاه هر چه میخواستند میکردند و کسی جرات سئوال کردن از انها را نداشت
در ان دوران توانایی . معیار و شاخص کسب منصب و حفظ ان نبود بلکه ارادت وخاکساری در درگاه ملوکانه بود که باعث پیشرفت یا سکون دولتیان میشد
در دوران محمد رضا در جشن هنر شیراز در تئاتر برای القا حس به بیننده در میان چشمان تماشاچیان هنر پیشه مرد و زن کاملا لخت شده و ....
در دوران محمد رضا مجلس بازیچه ایی بیش نبودو انتخابات تشریفاتی بودو نمایندگان در واقع منتخبان شاه بودند
در دوران محمد رضا شاه ازادی های مردم سلب شده بود و مردم و حتی نمایندگان مردم از گفتن حقایق بیم داشتند
در ان دوران در صد زیادی از مردم بیسواد بودند اگر چه خواص در بهترین دانشگاهها درس میخواندند.رشد اقتصادی بالا بود ولی متوازن نبود و در صد بهرمندی مردم از ان در امد و اقتصاد به شکل خنده داری متفاوت بود و فساد و بی اعتنایی به دین و دستورات دینی به امری عادی تبدیل شده بود قمار خانه ها و مشروب فروشی ها ازاذانه فعالیت مینمودند و...
به دلایل فوق و صدها دلیل دیگرمردم به رهبری امام خمینی قیام کردند و شاه را ساقط کردند
پس انقلابیون انقلاب کردند تا
1- از دست هیات حاکمه فاسد رهایی یابند
2-مجلس و نمایندگان مردم در مورد کشور تصمیم بگیرند نه این که مجلس تشریفاتی باشد
3-بی سوادی را از میان بردارندو مردم را به ملتی اگاه تبدیل کنند تا کسی نتواند به راحتی عوام فریبی کند
4-در بیان عقاید و انتقاد از دولت ازاد باشند
5-میزان بهرمندی از اقتصاد ملی متناسب باشد
6-شرع اسلام اجرا گردد و به شعائر دینی بی اعتنایی نگردد
7-هر کسی در هر مقامی پاسخگو باشد
فعلا نظرتان را در مورد دوران پهلوی اول و دوم بگویید تا بعد بگویم برای این انقلاب چه هزینه ایی پرداختیم و به کجا رسیدیم
شورای نگهبان از چه نگهبانی میکند؟؟؟
شورای نگهبان یادگار تفکر امام خمینی است مردی که اگر چه فضایل بسیاری داشت ولی
حکمت و تعقل بر سایر فضایلش رجحان داشت.
به موجب قانون اساسی شورای نگهبان تشکیل شده است از 12 نفر که شامل 6 فقیه و 6
حقوق دان میباشند
وظیفه این 12 نفر این است که مصوبات مجلس شورای اسلامی را با شریعت اسلام و
قانون اساسی مطابقت دهند و در صورت اعلام عدم مغایرت مصوبات با شرع و قانون
اساسی مصوبات مجلس به قانون تبدیل میگردد (جالب اینکه در مورد مطابقت با قانون
اساسی هر 12 نفر حق رای دارند و درمورد مطابقت با شرع تنها 6 فقیه حق رای دارند)
تشخیص مصلحت نظام است تا اینجا مسئله یک نکته است که خیلی حائز اهمیت است و ان
قدرت این گروه 12 نفره است گروهی کوچک با اختیارات فراوان و بدون نیاز
به پاسخگویی به مرجعی یا جایی
از انجایی که من نه متخصص حقوقم و نه الهیات قصد اظهار نظر در مورد درستی یا
نادرستی این سیستم را ندارم ولی از انجایی که خیلی از جوانان ایران که در سن 18
سالگی قرار دارند و به قانون اساسی رای ندادند ممکن است از من یا دیگرانی که به قانون
اساسی ایران رای دادند سئوالاتی داشته باشند
سئوالات زیر را مطرح میکنم تا شاید کسی به ان پاسخ دهد
1-شورای نگهبان در مقابل کدام دستگاه پاسخگوست؟
2-فقها شورای نگهبان بر اساس رساله کدام مرجع تقلید حکم به مغایرت یا عدم مغایرت
قوانین با شرع را میدهند(در زمانهای نه چندان دور عده ایی از علما جوجه کشی را حرام
میدانستند)
3-شورای نگهبان به موجب کدام ماده قانونی باید صلاحیت کاندیدا را تایید کند؟
4-اگر قانونی در مورد تایید صلاحیت کاندیدا مجلس توسط شورای نگهبان وجود داشت و
دارد چرا در دورههای اول تا سوم مجلس اجرا نشد و حالا که اجرا نشد تکلیف قوانینی که
در ان دورهها تصویب و بعضی ها هنوز اجرا میگردد چیست؟
5-تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است اگر در استعلامهای به عمل امده
دردورههای مختلف پاسخهای مختلفی از تفسیر مواد خاصی از قانون اساسی بدست اید
تکلیف چیست؟
6-در صورتی که شورای نگهبان بخواهد قانون اساسی را درست بر عکس تفسیر کند چه
کسی باید مانع گردد
7- در انتخابات هفتم صلاحیت اکثر نمایندگان دوره ششم رد شد(یعنی اقایانی که لایق
نبودند چهار سال قانون وضع کردند ایا ان قوانین هنوز لازمالاجرا هستند؟
8-در مجلس همه گونه قوانینی وضع میگردد اعم از اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و
اجتماعی و ... ایا اعضا شورای نگهبان در همه این موارد تخصص دارند ؟اگر از مشاور
مرتبط استفاده میکنند ایا این امر به مفهوم انتقال حق قانون گذاری از نمایندگان مجلس به
عده ایی مشاور که نه منتخب مردمند نه منتصب مردم نیست؟
نظر من
به نظر من با توجه به اکثریت مسلمان مردم ایران وجود چنین مرجعی لازم میباشد
ولییییییییییی تصمیمات حضرات باید بر اساس قانون باشد و در چهارچوب قانون تصمیم
بگیرند
برای مثال وقتی یک شرکت میخواهد یک حسابدار استخدام کند اگهی میدهد که به یک نفر
لیسانس حسابداری مسلط به قوانین بانکی و مالیاتی و برنامه کامپییوتری نیازمندیم
قطعا نماینده مردم شدن و تصمیم گرفتن در مورد امورات مردم کار مشکلی است لذا کاندیدا
باید دارای شرایطی باشند و مرجعی هم برای تطبیق شرایط با قانون باید وجود داشته باشد
و این مرجع باید مدارک را تطبیق بدهد مثلا بگوید لیسانس یعنی داشتن درجه
کارشناسی.مسلط به قوانین مالیاتی یعنی داشتن نمره بالاتر از 16 در درس حسابداری
مالیاتی و ... یعنی مصداق هر شرطی مشخص باشد نه این که افراد را به خاطر
سلایقیشان رد صلاحیت کنند
من مطمئنم خیلی از بقالها و خیاطها و بناها تهران اگر در انتخابات کاندیدا شوند
صلاحیتشان تایید خواهد شد ولی صلاحیت عزت الله سحابی و .... رد خواهد
شد
اگر در خانه کس هست همان یک حرف بس است
متاسفم برای ایران با سابقه 2500 سال تمدن که شخصی مثل دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور میگردد و طرفدارانش بزرکترین فضیلت او را ساده زیستی و مثل مردم بودن و دوریش از تجمل میدانند
واقعا اگه رئیس جمهور باید مثل بقیه مردم باشد غضنفر بقال سر کوچه مان از دکتر به بقیه شبیه تر است
اگر ساده زیستیش معیار است هزاران تن از ایشان ساده زیست ترند
ای کاش روزی برسد که ایرانیان بدانند که دکتر احمدی نژاد چه بر سر ایران اورد
ای کاش میفهمیدند که اصرار بر جهل از خود جهل بدتر است
ای کاش میفهمیدند عدالت که دکتر صحبتش را میکرد خلاصه شد در ریاست اقای بذرپاش بر سایپا و پدر زن عزیزش بر اموزش و پرورش
ای کاش میفهمیدند تصمیمات انقلابی دکتر در ساخت منو ریل و انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی چه ضررهایی به مملکت رساند
ای کاش میفهمیدند که با دعا فرج ایشان بوش و رایس مسلمان نخواهند شد
ای کاش میفهمیدند که در دولت عدالت جایگاه دکتر الهام ها کجا بود ای کاش میدانستند که دکتررر عزیز در دوران شهرداریش چرا به معلمها بن خرید میداد ای کاش میدانستند که در دانشگاه کلمبیا دهها تن از طرفداران دکتر را به سالن راه ندادند و 1 ماه بعد در دانشگاه تهران صدها تن از مخالفانش را به سالن راه ندادند
ای کاش مردم ما میدانستندکه دکتر ستاری فر وقتی از افزایش تورم و عدم پایبندی به برنامه توسط دولت دکتر میگفت معنی اش چه بود
ای کاش میدانستند وقتی دکترررر رهبر معاونت سابق وزارت اطلاعات در پاسخ به دکتر ستاریفر که پرسید (چرا نقدینگی افزایش پیدا کرد )جواب داد( اقا دکتر ما حقوق عقب افتاده معلم های عزیزززز و پرستاران را دادیم به نظر شما این اشتباه بود)منظورش چه بود
ای کاش میدانستند وقتی خاتمی با نفت 9 دلاری پس از 8 سال صندوق ذخیره ارزی با 10 میلیارد دلار ارز را به دولت دکتر تحویل داد چه معنایی داشت(در حال که میتوانست با اون پول شکر روغن و برنج و... وارد کند و به قیمت ارزان بین مردم توزیع کند تا محبوب دل مردم گردد)
ای کاش مردم ما میدانستد صدا وسیما با چه زیرکی چهره میسازد و به چه ظرافتی اصلاح طلبان را به جان هم میندازد ای کاش مردم میدانستند که در مملکت ما قدرت شخص اقای جنتی از تمام 290 نماینده مردم (حتی از 70 میلیون مردم)بیشتر است
ای کاش مردم ما میدانستند که وقتی دکتر الهام در جلسه اخذ رای اعتماد در مجلس فرمودند من زنم را از وزارت بیشتر دوست دارم تایید تمام یاوه گوییهای همسرش در مورد اقای هاشمی و خاتمی و قالیباف بود
ای کاش مردم ما میدانستند که مجلسی که به گفته حضرت امام باید در راس امور باشد چطور به بهانه همکاری با دولت در ته امور قرار گرفت
ای کاش مردم ما میدانستند که در دوران انتخابات ریاست جمهوری چه کسانی با دختران بی حجاب کارناوال شادی به نام هاشمی راه می انداختند
ای کاش مردم ما میدانستند که با دوره گردی دکترررر مشکلاتشان حل نخواهد شد
ای کاش میدانستند که در جوامع پیشرفته چطور ممالک با سیستم اداره میگردند و چرا سارکوزی و بوش و شیراک و مرکل... دوره گردی نمیکنند
ای کاش مردم ما میدانستند امثال بادامچیان و عسگر اولادی و الله کرم و ...
چه قدرتی دارند
ای کاش مردم ما میدانستد عزت الله سحابی چقدر برای این مملکت زحمت کشید
ای کاش مردم ما میدانستد که تحدید و بستن روزنامه ها چه زیانهایی به فرهنگ مردم وارد کرده است
ای کاش مولایمان علی بود تا با عدل او جایگاه اقای الهام و جهرمی و بذر پاش و علی احمدی و .. مشخص میشد
ای کاش مردم ما میدانستند در دولت عدالت ورز دکتر جهرمی به علت انتساب به بعضی اقایان (خیلی اتفاقی داماد شهید ناطق نوری)وزیر شد و شخصی که از 21 سالگی استاندار بود همزمان تحصیل نمود و دکترا مدیریت استراتژیک گرفت
ای کاش مردم ما میدانستند اقای دانش جعفری وزیر محترم دارایی چرا در جلسه رای اعتماد به اقای کلانتری وزیر پیشنهادی اقای خاتمی دهها مدرک از فساد او رو نمود و تا ان روز خفه شده بود و با دوستانش او را استیضاح ننمودند
ای کاش مردم ما میدانستد اقای دانش جعفری که مهندسی عمران از کشمیر دارد چگونه فوق لیسانس مدیریت را از دانشگاه تهران گرفت و دکترایش را از دانشگاه علامه
ای کاش مردم ما میدانستند که کتابهای چاپ شده از اقا دکتر علی احمدی وزیر اموزش و پرورش همان متنهای تهیه شده توسط دانشجویان است که ویرایش شده
ای کاش مردم ما میدانستند افزایش بی رویه جذب دانشجو بزگتزین خیانت به مملکت است
ای کاش مردم ما میدانستد که هر چیزی را با معیاری میسنجند و معیار سازندگی(دوران هاشمی)افزایش تولید داخلی و ملی و درامد سرانه است و معیار ازادی بیان(ازادی روزنامه ها و سایر مطبوعات و رسانه ها (دوران خاتمی)و معیار عدالت قرار گرفتن هر کسی در جایی که توانلییش را دارد (دولت دکتر احمدی نژاد)
به نظر شما در عدالت واقعی الان اقا بذر پاش چه کاره بود(دوستان زرنگتر از ایشان که فارغ التحصیل همان دانشگاه صنعتی شریف هستند خیلی ها هنوز بیکارند
ای کاش مردم ما همان مردمی نبودند که صبح فریاد زدند یا مرگ یا مصدق و شب فریاد میزدند مرگ بر مصدق
ای کاش
ای کاش
ای کاش
جمهور ایران خواهم نوشت (در مورد حضورش در سازمان ملل و
هاله نور .در مورد انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی .در مورد
وزرا توانمندش .در مورد دوستانش(بذر پاش و علی احمدی و کلهر
و ..)در مورد قناعت شخصی اش و تصمیمات انقلابییییییییییییی اش
در مورد دکتررررررررررررررررررر مینویسم شما از حالا نظرتان را
بگویید
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|